زندگی خوابگاهی...

وقتی اختلاف نسل که  شش سال اختلاف سنی به وجودش آورده

سبب میشود تا سر و کله درگیری ها پیدا شود

حالت از اینجا بهم میخورد

و تحمل میکنی تنها با این امید 

که این ها همه بزرگت میکند..."بزرگ"

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کژال

فروغ بانوی من...صبوری کن...این ها همه گذاراست...به تهش فکرکن[قلب]

گل

درکت میکنم به خاطر اینکه منم دوست ندارم دانشگاه یه شهر دیگه درایم چون نمی تونم غرغر ها رو تحمل کنم ادم پیش خانوادش باشه بهتر میتونه درس بخونه

پیچک

عزیز دلم واقعا نمیشه کاری کرد فقط بزن به بیخیالی چرا دیگه سر نمیزنی؟

پریسا

گاهی برای بزرگ شدن باید بها ی سنگینی پرداخت

گل

با این نظری که دادم ضایع شد که کی ام

پویا

من تازه دارم میرم خوابگاه...اینقدر سخته !؟؟

پویا

سلاااااام...یه سوال چه وسایلی باید با خودت ببری خوابگاه ؟!

از یه نسل دیگه :)

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند، نه آن گونه که می خواهم باشند یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد . . . عمری با حسرت و اندوه زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم . . . . . . لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید خودت انتخاب کن و رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن روزهایت رنگارنگ…