من با برف زندگی نکرده ام...

شاید باید به اندازه نوزده سال برف ببینم

که تا با آمدن دانه های کوچک برف سریع نپرم بیرون و

با ذوق زدگی ام اسباب خنده هم اتاقی ها شوم. 

/ 5 نظر / 12 بازدید
ساناز

يادت زيباست....... ببين اگر خودت بودي چه غوغايي ميشد.......... قشنگ نوشتی[گل]

9oclock

آخ جون برف....از طرف من یه گلوله برف رو حواله ی آسمون گرفته ی تهران کن.... به صدای فشرده شدن برف ها زیر پاهات گوش کن و آرامش بگیر این زمستونم به یاد تو می مونم..برف و بارونم به یاد تو می مونم....

9oclock

اوا خواهر یه وقت بهونه دست هم اتاقی هات ندی ها!!!

دای ی ح م ی د

سلام میگم شما نوشته های دیگران را در وبلاگتون هم قرار می دین یااین فقط متعلق به آثار خودتونه.

عطی

سلام!!! چه زیبا....و دوست داشتنی... امسال ک مشهد اصن برف نیومد[ناراحت]