انگار عادتمان شده است که تا تقی به توقی بخورد خودمان را با کشورهای اروپایی،یا هر کشور خارجی مقایسه کنیم که البته همیشه این ما هستیم که کشور بده و بی فرهنگه میشویم.مگر نه این که آدم های یک کشور فرهنگ یک کشور را میسازند؟پس ما را چه میشود که شپیور در دستمان میگیریم و هی از خودمان میگوییم و دست آخر نشان برتری را میدهیم به آن ور آبی ها.اصلا این مقایسه ها درست،برفرض که آن ها بهتر از ما باشند چرا پس از آن ها یاد نمیگیریم؟در ثانی مقایسه وقتی مقایسه است که علاوه بر نکات منفی و ضعف،نکات مثبت و قوت هم در نظر گرفته شود.نگویید که نکات مثبت نداریم که خنده ام میگیرد.

آنقدر حرصم میگیرد از نویسنده وبلاگ هایی که یا سفر خارجه داشته اند یا چند سالی را آنجا زندگی کرده اند که می آیند و مینوسند که آره آنجا که بودیم اینجوری بود و اینجا اینجوری نیست،آنجا مردم و دولت فلان بودند و اینجا مردم و دولت فلان نیستند بعد جماعتی که می آیند کورکورانه نظر میگذارند که آره درست میگویی و زندگی ما دارد در اینجا تباه میشود.آخه یکی نیست بهشان بگوید که خسته شده اید؟دیگر تحمل بعضی شرایط را ندارید؟خب چرا از خودتان شروع نمیکنید؟یعنی تک تک رفتارشان مطلوب و به جاست؟

بیایید دست از این مقایسه ها که هیچ نتیجه ای در پی ندارند برداریم و در عوض خودمان را درست کنیم،باور کنید که اگر هرکس خودش را درست کند یک دنیا درست میشود.